أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

148

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مرغ فكرت در فضاى هواى تسخير آن بال شكسته و بىآهنگ ، امراى عظام هرچند بر اطراف آن قلعه گرديدند ممرّى كه به پاىمردى تير يا به دستيارى تدبير بر آنجا توان گذشت نديدند . لاجرم به قدر امكان به هر طرف كه فرجه مىيافتند به تأمين محاربه و مقاتله مىشتافتند ، امّا چهرهء عروس فتح در حجاب « الأمور مرهونة بأوقاتها » « 1 » پنهان بود و دستبرد لشكريان پرده از عارض آن مقصود نمىتوانست گشود . مدّتى آن قلعه را محاصره داشتند و اعلام قتال و جدال را بر اطراف و جوانب آن مىافراشتند تا آنكه پادشاه انجم‌سپاه خورشيد از برودت هوا فارغ گرديد و بساط شتا را يكباره درنورديد ، دستبرد برد از دامن هوا كوتاه گشت و اعتدال طبع به افسرده‌مزاجان كيا همراه شد . پنجهء آفتاب جهت نثار كواكب دلو غوّاص فلك را سرنگون كرد و كمند شعاع شست قوس قزح را از كام حوت بيرون آورد و آفتاب عالمتاب به عزم جهانگيرى به تختگاه حمل آمده محل كشورستانى را وسيع مجال ديد و مزاج روزگار را با شيرمردان روزگار در كمال اعتدال يافت . مغنّى عندليب اين بيت را به تقريب مىخواند : بيت كز اعتدال هوا حكم جانور گيرد * اگر به نوك قلم صورتى كنند نگار و متكلّم طوطى اين نظم را به محل بر زبان راند كه : نظم [ 186 ] گل دميد و سبزه نوخبر است ساقى غنچه‌وار * شيشه سبز از مى گلگون دمى خالى مدار لشكر رياحين صف در صف كشيدند و به اميدوارى سوارى حضرت شاه ، بر سر راه آرميدند . بنابرآن حكم جهان‌مطاع آفتاب‌شعاع از اوج اجلال و ذروهء ارتفاع صادر شد كه لشكر كواكب‌هجوم به اعداد ستاره و تعداد نجوم چون خيل شكوفه بر شاخسار مراكب بادپيما سوار گشته تا اسباب ملك‌ستانى به جانب باكويه در پويه آيند .

--> ( 1 ) . خزينة الامثال ، ص 40 : كارها به وقت‌هاى خود گرو كرده شدند .